تبليغاتX
آزاد روح -

بدون تو شبی سرد و بی فانوس خواهم مرد

دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم....

نمی دونم چی باید بنویسم..

هزار بار متنی رو که میخواستم آپ کنم رو نوشتم و دوباره پاک کردم.حرفام از ذهنم می پره.

یه چیزی شبیه به وقتی که دلگیری،پر بغضی ولی گریه ات نمی گیره!

دیدی شاید هق هق هم بکنی ولی دلت باز نشه....

حالا منم پر از احساس نوشتن شدم ولی نمی دونم از چه حسی باید بگم....

 

هوای گریه دارم تو این شب بی پناه

دنبال تو می گردم دنبال یک تکیه گاه 

nemido0nam....

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 10:24 توسط Sooshiyans & Asimo |