تبليغاتX
آزاد روح - دنیایی نیست!
یه وقتایی واسه اینکه یه همدرد پیدا کنی، واسه اینکه یه هم حس پیدا کنی خیلی دنبال حتی یه جمله می گردی ولی انگار نه .!درد تو با بقیه فرق داره.

این روزا این ور و اون ور زیاد چیزایی رو می بینیم که یاد گذشته می کنم.

گذشته ای که گرچه گذشته است ولی حتی یه لحظه صحنه اش از جلوی چشام نمیره،خاطره هاش،حرفاش،فکراش...اون قدر بهش فکر کردم که حالا گذشته رو مثل لحظه ی حال درک می کنم...

             "شرط دل دادن،دل گرفتن است وگرنه یکی بی دل می شودو و دیگری دو دل"

اااااااااااااااااااای خدا.کاش اینو می فهمیدیم .کاش فهمیده هامون در حد جمله و پیامک نبود.کاش وقت عمل پامون نمی لغزید....

یه وقتایی دلم اون قدر می گیره که واسه درد دل آدم کم میارم،اون وقت راهی یه جایی میشم که می دونم آخرش همه میریم.یه جایی که می دونم جای مشترک همه ما آدماست.

رفتم بهشت زهرا،نشستم یه گوشه ای،فقط نگاه کردم،فقط فکر کردم...

بابا غصه ی چی رو می خوری؟

لحظه ای که گذشت،عمری که تباه شد،عاطفه ای که سرکوب شد،دلی که بدبین شد،نفسی که گرفت،اشکی که لغزید،خاطراتی که فقط با دروغ پر شده بود.حالا که چی؟؟؟

بقیه اش رو نذار از دستت بره!

اگه پشت سرت درها بسته شده ،اگه گوشه های قلبت رو غبار کینه گرفته پاکش کن.نذار،نذار دل کوچیکت بشه آینه ی بی عاطفگی.تو زندگی فقط باید عاشق بود که بشه دوام آورد.فقط باید مهربون بود که بشه بخشید.فقط باید دل بست که رها نشد.فقط باید تکیه گاه شد که پیچک وجود دیگری ریشه بگیره.فقط باید دریا بود که نیلوفر آبی احساس کسی خشک نشه.

ووووووووووووووووووووووولی!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اون چیزی که مهمه اینه که بفهمی  واسه پیچک کی درخت بشی که اگه نفهمی به جای پیچک ،علف های هرز ریشه ات رو می خشکونن،که اگه نفهمی به جای دریا شدن ، به جای موج دار بودن،راکد میشی.اون وقت حتی یه برکه هم نیستی میشی باتلاق.

امیدوارم بفهمیم....

 

       تنها بودن یه کابوس شومه....

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 11:19 توسط Sooshiyans & Asimo |