تبليغاتX
آزاد روح - یه ذره فکر کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام

امروز که اومدم نت اصلا قصد نداشتم آپ کنم ولی انگار دلم هم احتیاج داره یه جایی حرفاشو بزنه ، انگار دلم هم واسه ترکیدنش تاریخ تعیین کرده که هروقت دیگه نتونست تحمل کنه بیاد پشت این دنیای کوچیک و حرفاشو بزنه...

نمی دونم مخاطب حرفام سر میزنه که حرفامو بفهمه یا شاید مثل همیشه دارم واسه خودم حرف می زنم و نمی فهمه ، مثل همیشه ای که فکر می کردم گوش می کنه ولی نمی کرد.

یه جایی خوندم "گناهی که تو را پشیمان کند بهتر از کار نیکی است که تو را مغرور کند"

خیلی روش فکر کردم، آره کاملا درست بود.وقتی گناهی می کنیم و میدونیم ،حداقل پیش مولا گردن کج می کنیم که اشتباه کردیم ولی وقتی فکر می کنیم که داریم کار خوب می کنیم اون وقت خیلی راحت تر به این و اون برچسب میزنیم،مغرور میشیم و خودمون رو در منصب قضاوت قرار میدیم ،یادمون میره خودمون هم اشتباهاتی کردیم...

اون وقت ابراز عشق رو پای بی حیایی میذاریم ، اون وقت حتی حاضر نمیشیم فکر کنیم که شاید داریم اشتباه می کنیم،اون وقت یادمون میره شاید ما باعث کشیده شدن کسی به یه دنیای متفاوت شدیم، اون وقت خیلی چیزا یادمون میره ...

مشکل ما آدما اینه که دائم بین افراط و تفریط ها گیر می کنیم وهر بار برای رهایی از مشکلات این و اون رو سپر بلا می کنیم، احساس دیگران ، افکار دیگران ،وقت دیگران ، همه چیز دیگران فدای خودخواهی هامون میشه تا ما باتجربه بشیم!!!!!ولی آیا خدا هم از این چیزا همین جوری میگذره؟

اگه ما رد شدیم ورفتیم ، اگه ما یادمون رفت محبت دیگران ، اگه ما نمک خوردیم و نمکدون شکستیم خدا هم یادش میره؟

نه به خداوندی خدایادش نمیره و اون وقت ما باید بمونیم و یه دنیای کوچیک و نامرد که بدی نکرده در حقت بدی میکنه وای به حال این که بدی هم کرده باشی!

                   بد کردی

همه ی اینا رو به تو مخاطبم گفتم که اون وقت که فکر میکردی بدترین بنده ی رو زمینی دل نشکستی و نامردی نکردی ولی وقتی احساس کردی بنده ی خوبی شدی و به راه اومدی اولین کاری که کردی،

 تیشه زدن به ریشه ی هستی یه نفر بود......

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 17:13 توسط Sooshiyans & Asimo |