باز هم امسال شد و شب يلدا...
يلداي من بي تو چه معنايي داره؟
يلداي من بي تو ميشه تمام شب هاي سال كه بي تو قد هزار سال نوري طول مي كشه...
مثل يلداي دوريت كه تمومي نداره![]()
مثل يلداي غمت كه پايوني نداره![]()
مثل يلداي دوريت كه سحر پيدا نكرده...![]()
تو بگو ميون جشن يلدا دل من بايد چه حالي داشته باشه وقتي تو نيستي ...
يلدا كدومه بي تو؟...
شادي بي تو چيه؟...
مدت هاست ديگه نفهميدم شادي بي تو يعني چي!
نه طراوت بهار ، نه شادابي تابستون ، نه برگ ريز پاييز و نه اين يلدا كه ميشه سرآغاز سپيدي زمستون هيچ كدوم بي تو واسم رنگي نداره...
عزيز من چرا؟...
چرا من؟چرا تو؟چرا اين همه فاصله؟...
چرا وقتي كه حتي اين سرماي نامرد نمي تونه شكوفه لبخند رو از لبا بگيره،چرا من و تو بايد دور باشيم...
لعنت به تقديركه هرچي ميخواد مي كنه....

اينم تفأل يلداي امسال من،انگار حافظ مي فهمه من چي مي كشم...
زبان خامه ندارد سر بيان فراق
وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق
دريغ مدت عمرم كه بر اميد وصال
بسر رسيد و نيامد بسر زمان فراق
سري كه بر سر گردون به فخر ميسودم
بر آستان كه نهادم؟بر آستان فراق!
![]()
چگونه باز كنم بال در هواي وصال
كه ريخت مرغ دلم پر در آشيان فراق
![]()
كنون چه چاره كه در بحر غم بگردابي
فتاد زورق صبرم ز بادبان فراق
![]()
بسي نماند كه كشتي عمرم غرقه شود
ز موج شوق تو در بحر بيكران فراق
![]()
اگر به دست من افتد فراق را بكشم
كه روز هجر سيه باد و خانمان فراق
![]()
رفيق خيل خياليم و همنشين شكيب
قرين آتش هجران و همقران فراق
![]()
چگونه دعوي وصلت كنم بجان كه شده است
تنم وكيل قضا و دلم ضمان فراق
![]()
ز سوز شوق دلم شد كباب دور از يار
مدام خون جگر مي خورم ز خوان فراق
![]()
فلك چو ديد سرم را اسير چنبر عشق
ببست گردن صبرم به ريسمان فراق
![]()
بپاي شوق گر اين ره بسر شدي حافظ
بدست هجر ندادي كسي عنان فراق
![]()
![]()
اون که بود تو بودی ،اون که تو قلب تو نبود من بودم.
![]()
یکی داشت،یکی نداشت...
اون که داشت تو بودی،اون که جز تو کسی نداشت من بودم.
![]()
یکی خواست،یکی نخواست...
اون که خواست تو بودی،اون که نخواست از تو جدا بشه من بودم.
![]()
یکی گفت،یکی نگفت...
اون که گفت تو بودی،اون که دوست دارم رو جز تو به کسی نگفت من بودم.
![]()
یکی رفت،یکی نرفت...
اون که رفت تو بودی،اون که جز تو دنبال کسی نرفت من بودم.
![]()

شاپرکم خیلی وقته واست ننوشتم ،نه اینکه فکر کنی به یادت نبودم،نه ااینکه حس کنی فراموشت کردم ....نه!
واسه من هیچی عوض نشده...
میون این همه مشغله و کار تمام فکر من هنوز به اینه که شاپرکم کجاست ؟شاپرکم چی کار میکنه؟شاپرکم حالا چتر دل تنگیش رو کجا باز می کنه؟
حالا کی شاپرکم رو آروم می کنه؟![]()
شاپرکم حالا وقتی دل تنگ میشه با کی درد دل می کنه؟![]()
اصلا شاپرک من حالش خوبه؟![]()
این روزا وقتی دلم پر می زنه واسه روزایی که گذشت تمام حرفای دلم رو توی یه آه خلاصه می کنم و واسش دعا می کنم که شاپرکم تو مسیر زندگی به طوفان نخوره...![]()
نکنه صاعقه بزنه و بال های شاپرکم رو بسوزونه....![]()
شاپرک آهنگ وبلاگ رو گوش کردی؟.....
منم سرگشته ی حیرانت ای دوست...![]()
برای تو...
برای تمام لحظه هایی که نیستی...
برای تمام لحظه هایی که اندوه نبودنت باران چشمانم را به فریاد می آورد...
![]()
![]()
![]()
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گل های که در تنهایی ام روئید با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی:
"دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی"
و من تنها برای دیدن زیبایی ان چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم
همین بود آخرین حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت،حریم چشم هایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم.
نمی دانم چرا رفتی
نمی دانم چرا، شاید خطا کردم
و تو بی انکه فکر غربت چشمان من باشی ،نمی دانم کجا،تا کی،
ولی رفتی
و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید
و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد
و گنجشکی که هر روز از کنار قاب پنجره با مهربانی دانه بر می داشت تمام بال هایش غرق در انبوه غربت شد.
و بعد از رفتن تو آسمان چشم هایم خیس باران بود
و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت
کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
و بعد از رفتنت دریا،چه بغضی کرد!
کسی فهمید تو نام من را از یاد خواهی برد
و من با آنکه می دانم تو هرگز نام من را با عبور خود نخواهی برد
هنوز آشفته ی جشمان زیبای توام
برگرد![]()
ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد بود
و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید، کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:"
تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو:"در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم."
و من در حالتی مابین اشک و حسرت و تردید
كنار انتظاري كه بدون پاسخ و سردست ،
و من در اوج پاييزي ترين ويراني يك دل
ميان غصه اي از جنس بغض كوچك يك ابر،نمي دانم چرا؟
شايد به رسم و عادت پروانگي مان
باز
براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم.
![]()
![]()
![]()